بناهای خاموش
فراموش شده با کوله باری از خاطرات و تاریخ گذر ایام
نوازش پای کودکان
روی تن تاریخ
خسته و فرسودشان کرده
کاش کمی توجه لازم بود
تا استوار بماند
این تن خسته تاریخ
نمی خواهد که یکی شود با خاک پای زمان
کاش می شد
کاش می شد
بگوید از تجربه تلخی ها و شیرینی ها
از تاریخ و تاریخ و تاریخ
که چه بوده و چه استوار بوده و چه شده و چرا شده
کاش می شد زنده بماند و باشد و باشد تا . . .
گذر از این راه و تماشای این کهنه کار
در این کویر
فقط افسوس و افسوس که چرا این چنین فراموش و رها شده
دیوار ها ،دالان ها، پله ها، طاق ها، برج ها، باروها همین ماند و بس
تلی از خاک، غمی در باد
رهی بی یاد، دلی آزاد، از این آزاد بوم که این آباد بود
.jpg)
.jpg)
عکسی از قلعه قدیم روستا
|